رجعت

رجعت در قرآن کریم و روایات


(علامه طباطبایی) سوال: آیا در قرآن کریم، آیه ای در رابطه با" رجعت" وجود دارد؟

پاسخ: چندین آیه در این رابطه وجود دارد.یکی از آیاتی که بر رجعت دلالت دارد این آیه

است که خداوند می فرماید: " ویَومَ نَحشُرُ مِن کُلِّ أُمَّةٍ فَوجاً مِمَّن یُکَذِّبُ بِآ یاتِنا فَهُم یُوزَعُون "

(سوره کهف،آیه47)

وروزی که درآن هر امتی، گروهی از کسانی را که آیات ما را تکذیب می کردند، محشور می

گردانیم و نگاه داشته می شوند تا همه به هم بپیوندند.

مقصود از آیه شریفه، قیامت نیست، چون با کلمه " مِن" تبعیضیه می فرماید: "مِن کُلِّ أُمَّةٍ فَوجأٌ

"؛ یعنی از هر امتی، دسته ای را محشور می گردانیم، در حالی که قرآن کریم در رابطه با

حشر روز قیامت می فرماید: " وَ حَشَرناهُم فَلَم نُغادِر مِنهُم أَحَد"(سوره نمل ،آیه83)

وهمه را گرد می آوریم و هیچ یک را فرو گزار نمی کنیم.


تعبیر " رجعت" در زیارت جامعه کبیره


(علامه طباطبایی) سوال: مقصود از دو تعبیر " اِیاب" و "رجعت" که در زیارت جامعه کبیره

می فرماید: "مومِن بِایابکُم، مصدِق بِرَجعَتِکُم"(بحارالانوار،ج102، ص 131)؛ ( به بازگشت شما ایمان دارم ورجعت شما را

تصدیق می نمایم). چیست؟


پاسخ: منظور از این دو (ایاب و رجعت) یک چیز است و مقصود همان رجعتی است که اول

امام حسین (علیه السلام) بعد امام علی (علیه السلام) و بعد حضرت رسول (صل الله علیه و آله وسلم) بعد باقی ائمه

(علیه السلام) رجوع می نمایند، می باشد.


                                                   
                                                                    آداب انتظار عارفان،حمزه کریم خانی

/ 89 نظر / 34 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تخریبچی جامانده

اصلا حسین جنس غمش فرق میکند این راه عشق پیچ و خمش فرق میکند اینجا گدا همیشه طلبکار میرود اینجا که آمدی کرمش فرق میکند از جنس ویژه گی زیر دعای قبه اش معلوم میشود حرمش فرق میکند تنها نه جنس غمش جنس ماتمش حتی سیاهی علمش فرق میکند با پای نیزه روی زمین راه میرود خورشید کاروان قدمش فرق میکند من از حسین ومنی پیغمبر خدا فهمیده ام حسین همه اش فرق میکند

تخریبچی جامانده

کاش می پریدم تا زوتر پر میکشیدم با کفترهای حرمت کاش نیصیبم باز زیارتت میشد.

تخریبچی جامانده

پس از عمری غریبی بی نشانی خدا میخواست در غربت نمانی از آن سرو سر افراز تو هر چند پلاکی بازگشت و استخوانی...

تخریبچی جامانده

شاید ما نمی دانیم ما رفته ایم ما گم شده ایم!! هر روز زنده تر می شوند اما شهدا هر روز زنده تر می شوند و هر روز پرواز را مرور می کنند... تا شاید ما بفهمیم چقدر به انتهای زمین سقوط کرده ایم... چقدر از آسمان فاصله گرفته ایم !!!

ما منتظر منتقم فاطمه هستیم هیچ از خود پرسیده ایی چرا بعد از گذشت 14 قرن هنوز پرچم گنبد سید الشهدا به رنگ قرمز است ؟ چون خون حضرت هنوز بر روی زمین مانده و انتقامش گرفته نشده است ما منتظر روزی هستیم که مهدی فاطمه از پرده غیبت در آید و انتقام خون جدش را بستاند بلی ما معتقد به رجعت هستیم ائمه ما یکی پس از دیگری خواهند آمدو تشکیل حکومت خواهند داد لذا دعای همه ما این است که ای کاش آن موقع را درک نمائیم از شما بزرگوار به خاطر تنویر افکار عمومی و درج مطالب ارزشمند صمیمانه تقدیر و تشکر می نمایم

زکی

ما منتظر منتقم فاطمه هستیم هیچ از خود پرسیده ایی چرا بعد از گذشت 14 قرن هنوز پرچم گنبد سید الشهدا به رنگ قرمز است ؟ چون خون حضرت هنوز بر روی زمین مانده و انتقامش گرفته نشده است ما منتظر روزی هستیم که مهدی فاطمه از پرده غیبت در آید و انتقام خون جدش را بستاند بلی ما معتقد به رجعت هستیم ائمه ما یکی پس از دیگری خواهند آمدو تشکیل حکومت خواهند داد لذا دعای همه ما این است که ای کاش آن موقع را درک نمائیم از شما بزرگوار به خاطر تنویر افکار عمومی و درج مطالب ارزشمند صمیمانه تقدیر و تشکر می نمایم

حدیثه

سلام .عجیب به دل نشست.... اگه از عکس های بیشتری استفاده کنین فک کنم جذاب تره. باحضورتون به وبم صفا ببخشین.اهنگتون خیلی عالیه اگه میشه بهم بگین از کجا گرفتین.التماس دعای شدید دارم. یاحسین

سلام . ار آغاز آفرینش تا کنون حرکت جهان هستی به جلو بوده است وتا قیامت چنین خواهد شد .پیامبر ص و ائمه ع این دنیای کوچک را در نوردیدند و در اعلی درجات از بهشت عند ملیکِِ مقتدر مأوا گرفتند . آنها در دنیا از هیچکس کینه به دل نگرفتند ،تا چه رسد به آخرت ،با برگشتن به دنیا و حرکت عقب گرد ! بیایند چکار کنند؟ لطفأ پاسخ فرمایید که من بیاموزم متشکرم .[گل][گل]

محدثه

سلام/چند وقت پیش درمدرسه یکی از بچه ها درباره ی رجعت صحبت میکرد .من درباره ی آن شنیده بودم ولی نمی دانستم این واقعه رجعت نام دارد.حالا با خواندن این مطلب فهمیدم.ممنون.

منتظر

یکی از لحظاتی که هیچ وقت از یادم نمی رود وقتی بود که «سیدعلیرضا موسوی» یکی از بچه های شوخ و بامرام قائم شهری را دیدم که مشغول نوشتن متنی روی پیراهنش است: «اینجانب سیدعلیرضا موسوی، متولد سال... از قائمشهر می باشم! اگر دیدید سرم از بدنم جدا شد، بدانید وصیت نامه ام در فلان جا هست.» بعد رو به یکی از بچه ها کرد و گفت: «اخوی پشت لباسم بنویس: این عاشق و مسافر کربلاست.» وقتی دلیل این کارش را از او پرسیدم؛ گفت: «دوست دارم همانند جدم «امام حسین(ع) شهید شوم!» بعد از عملیات وقتی برای جمع آوری شهدا رفته بودیم، سر علیرضا را دیدم که از تنش جدا شده بود و در گوشه ای افتاده بود! او به آرزویش رسیده بود! جنازه تمام شهدا را جمع کردیم و آنها را به مسجدی در خرمال بردیم؛ مسجدی که عراق آنجا را بمباران شیمیایی کرده بود و همه شهدا شیمیایی شده بودند. راوی: نورالله فردوسی