تشرف جناب شیخ انصاری(ره)

عالم ربانی  میرزا حسن آشتیانی، که از جمله شاگردان فاضل شیخ انصاری(ره) بود فرمود:
« روزی با عده ای از طلاب در خدمت شیخ انصاری(ره) به حرم حضرت امیرالمومنین علیه السلام مشرف شدیم.
بعد از دخول به حرم مطهر، شخصی به ما برخورد و به شیخ انصاری سلام کرد و برای مصافحه و بوسیدن دست ایشان جلو آمد. بعضی از همراهان برای معرفی آن شخص به شیخ عرض کردند: ایشان نامش فلان است و در جفر یا رمل مهارت دارد و ضمیر اشخاص را هم می گوید.
شیخ چون این مطلب را شنید، تبسم شد و برای امتحان، به آن شخص فرمود: من چیزی در ضمیرم گذراندم اگر می توانی بگو چیست؟
آن شخص بعد از کمی تأمل، عرض کرد: تو در ذهن خود گذرانده ای که آیا حضرت صاحب الامر علیه السلام را زیارت کرده ای یا نه؟
شیخ انصاری(ره) وقتی این را شنید حالت تعجب در ایشان ظاهر گشت؛ اگرچه صریحاً او را تصدیق نفرمود. آن شخص عرض کرد: آیا ضمیر شما همین است که گفتم؟
شیخ ساکت شد و جوابی نفرمود.
آن شخص عرض کرد که درست گفتم یا نه؟
شیخ اقرار کرد و فرمود: خوب، بگو ببینم که دیده ام یا نه؟
آن شخص عرض کرد: آری، دو مرتبه به خدمت آن حضرت شرفیاب شده ای: یک مرتبه در سرداب مطهر و بار دوم در جای دیگر.
شیخ چون این سخن را از او شنید، مثل کسی که نخواهد مطلب، بیشتر از این ظاهر شود، به راه افتاد. »

/ 92 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
منتظر گمنام

میـگوینـد ، " نـوشتـه ها " از " گفتـه هـا " مـعتبر تـرنـد . "دوازده هـزار نـامـه ی ِ دعـوتــ" نـوشتـنـد ، آقـای ِ مـن ، راز ِ بـی نـشـانـی بـودنـتـــ را اکـنون میـفهمـم . کـاش نـامـه هـایی کـه " تـمـبـر ِ صـِداقـتـــ " نـداشـتـنـد ، هیـچـگـاه بـه نشـانـی نـمـی رسیـدنـد ... سـلام بــر تـو ای دلـخـوشـی ِ خـدا ....

گل امید

سلام. جالب بود

دریای بصیرت

سلام خدا قوت با مطلب شیعیان علی (ع) توجه کنید،بروزم منتظر حضور سبزتون هستم یاعلی

علیرضا

سلام از مطالب خوبتون استفاده کردم التماس دعا یاعلی

دریای بصیرت

خوش دارم که در نیمه های شب در سکوت مرموز آسمان و زمین به مناجات برخیزم. با ستارگان نجوا کنم و قلب خود را به اسرار ناگفتنی آسمان بگشایم. آرام آرام به عمق کهکشانها صعود نمایم، محو عالم بی نهایت شوم . از مرزهای علم وجود در گذرم و در وادی ثنا غوطه ور شوم و جز خدا چیزی را احساس نکنم. مناجات شهید چمران

حجاب

زنان نمونه: در طول تاریخ زنان با ایمان ، شجاع و ضد ظلم بسیار بوده اند ، که زندگی آنها سراسر ایثار و شهادت و از خودگذشتگی در راه خدای سبحان بوده است . اینک به تعدادی از آنها اشاره می شود : 1) همسر جزبیل نجار : این زن در زمان حضرت موسی ع به او ایمان آورد . از قضای روزگار او به حرمسرای فرعون - بعنوان آرایشگر دختر فرعون - رفت و آمد می کرد . روزی هنگام آرایش کردن موی دختر فرعون ، شانه از دستش افتاد . از آنجا که زبانش به ذکر خدای بزرگ عادت کرده بود ، ناگهان گفت : بنام خدا .دختر فرعون از او پرسید : منظورت از خدا ، پدرم فرعون است ؟ او گفت : خیر ، بلکه من کسی را ستایش می کنم که پدر تو را آفریده ، و او را از بین خواهد برد . دختر فرعون سریع جریان را به پدرش اطلاع داد و فرعون او را احضار کرد و به زن گفت : مگر به خدایی من اعتراف نداری ؟ گفت : هرگز خدای حقیقی را رها نمی کنم ، تا تو را بپرستم . فرعون از این سخن بقدری عصبانی شد که فوراً دستور داد تنور مِسی را پر از آتش کردند و آن تنور سرخ شد و به جلادان گفت همه ی بچه های این زن را به تنور بیندازید ؛ تمام بچه هایش را در مقابل چشمهایش سوزاندند . تنها یک

حریم313

سلام.مطالب بسیار زیبایی دارید.خوشحال میشم به وبلاگم سر بزنید. با احترام لینک شدید.

راه شیعه

می نویسم که شب تار، سحر می گردد یک نفر مانده از این قوم، که برمی گردد... اللهم عجل لولیک الفرج