جاماندگان از کاروان حسینی و مهدوی


1-  شاید بتوان اهم دلایل این عدم همراهی را در موارد زیر خلاصه نمود:

‌أ.عدم بصیرت (برداشتهای شخصی و ناشی از عدم معرفت صحیح)؛ برخی افراد

گرچه خود را پیرو و یا همراه امام ع می دانستند ولی هنوز به این مقام معرفت

کاملی نداشتند و به همین دلیل گاهی با اجتهاد شخصی خود حکم می کردند. جالب

آن است که در برخی موارد تشخیص های امام را هم زیر سوال برده و امام را

تخطئه می نمودند! از جمله این افراد می توان به عبدالله بن عمر اشاره نمود.

‌ب.عافیت طلبی (همراهی با امام تنها در راحتی و نه در شدتها)؛ گروهی

عافیت طلب که تنها در هنگام راحتی ها امام را همراهی می نمودند و با آمدن

کوچکترین گرفتاری و سختی، از امام فاصله می گرفتند تا دامنه گرفتاری ایشان

را شامل نشود. عبدالله بن حر جعفی از  جمله این افراد است.

ج.عقب ماندن از قافله (عدم تصمیم گیری صحیح در هنگامی که باید سریع

تصمیم گرفت)؛ گروهی نیز بوده اند که گرچه به حقانیت امام حسین ع ایمان

داشتند ولی در یاری امام مردد گشتند و چه بسا لحظه ای تصمیم به یاری گرفتند

که زمانی باقی نمانده بود. شیعیان کوفه و کسانی که بعدها قیام توابین را شکل

دادند، از جمله این افرادند.

د. مطامع دنیوی (مال، مقام، فرزند و ...)؛ برخی نیز که خود را در صف پیروان

امام به حساب می آوردند ولی دنیا ایشان را به خود آلوده بود، در آن لحظات

سخت به بهانه ای دنیایی از یاری امام شانه خالی کردند. شاید کلام امام حسین ع

در مورد این دسته از مردم باشد که فرموده اند: "الناس عبید الدنیا والدین لعق على

ألسنتهم یحوطونه ما درت معایشهم فإذا مُحّصوا بالبلاء قل الدیانون "  (مردم بندگان

دنیایند و دین لق لقه ایست بر زبان آنان. تاهنگامی در کنار دین هستند که زندگیشان

بگذرد و آن هنگام که با بلاء امتحان شوند، دین داران کاهش می یابند) عمرو بن

قیس، هرثمه بن ابی مسلم و مالک بن نضر را می توان از جمله این گروه

دانست. در میان این افراد سرگذشت ضحاک بن عبدالله که تا لحظه های آخر هم

همراه امام بود ولی لیاقت جان فداکردن در راه امام حسین ع را نداشت، بسیار

قابل تامل است.

‌ه. و در آخر گروهی نیز بودند که شاید لیاقت حضور در جمع شهیدان کربلایی را

نداشتند. اینان که برخی از بزرگان را نیز شامل می¬شدند، تا مدتها بعد ندای "یا

لیتنی کنت معک" سر می دادند و بر عدم لبیک به فرزند پیامبر حسرت می

خوردند ولی حسرت را چه سود ...!

با نگاهی به روایات در می یابیم بسیاری از موارد فوق در مورد مردمان عصر

غیبت و هنگامه ظهور نیز جاری است. مردمان این زمان نیز چه بسا پوششی

دین مدارانه داشته باشند و دم از پیروی بزنند ولی در زمان نیاز به یاری امام

نشتابند. شاید به همین دلیل باشد که آزمایش و غربال گری یکی از مهمترین

حکمتهای غیبت امام عصر ع معرفی گردیده است، چنانکه امام صادق ع به

زراره می فرمایند: "إِنَّ لِلْقَائِمِ غَیْبَةً قَبْلَ أَنْ یَقُومَ ... وَ هُوَ الْمُنْتَظَرُ غَیْرَ أَنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ 

وَ تَعَالَى یَجِبَ أَنْ یَمْتَحِنَ الشِّیعَةَ فَعِنْدَ ذَلِکَ یَرْتَابُ الْمُبْطِلُونَ"  (همانا برای قائم غیبتی

پیش از قیام اوست ... و هموست منتظر و خداوند واجب نموده که شیعیان مورد

آزمایش قرار گیرند و در آن هنگام است که اهل باطل دچار شک می شوند)

مناسب است در ادامه به بررسی تطبیقی عواملی را که باعث جاماندن از حرکت

اصلاحی امام و تنها گذاشتن وی می گردد، مورد بررسی قرار دهیم.

1- عدم معرفت شخص و شخصیت (جایگاه و مقام) امام عصر ع همچنان یکی از

مهمترین عوامل دور بودن از کاروان مهدوی است.اینکه امام مهدی ع کیست و

چه ویژگیهایی دارد، همراه با شناساندن مقام و جایگاه بلند مقام ولایت و امامت

خصوصا به صاحبان تفکر در جوامع مختلف (پیروان ادیان مختلف و یا مذاهب

دیگر اسلامی)، از جمله وظایفی است که بر عهده عالمان و مبلغان دینی است تا

زمینه آشنایی و همراهی همه جوامع برای این رخداد عظیم را مهیا سازند.

2- دسته دوم شامل کسانی می شد که به رغم آشنایی با امام و مقام وی، به دلایل

مختلف در هنگامه نیاز به یاری امام حاضر نمی شوند. شناخت این عوامل به

خصوص برای داعیه داران پیروی امام عصر ع جهت تلاش برای دوری از آنها

بسیار لازم و ضروری است:

‌أ.معرفت ناقص و غلط که حاصل از سطحی نگری و یا افراط و تفریط هاست،

آفت بسیار مهمی است که در پیش پای منتظران و مشتاقان همراهی امام عصر ع

وجود دارد. با نگاهی به تاریخ دوران غیبت به گروه هایی از شیعه بر می خوریم

که به واسطه این ضعف به مسیرهایی  انحرافی بسیاری گام نهادند. این انحراف

گاهی همچون پیروان سید علیمحمد باب و حسینعلی بهاء تا جایی پیش رفت که

مسیر ایشان را از شیعه جدا نمود و گاهی نیز در نسخه هایی ضعیف تر، موجب

کنارنهادن و انحراف در عقاید مترقی و ظلم ستیزانه شیعه گردید تا آنجا که حاضر

به مصالحه و پذیرش حکومتهای جائرانه زمان شد. این ضعف معرفتی به ویژه در

هنگامه ظهور بسیار خطرناک است تا آنجا که برخی به این واسطه در زمره

مخالفان امام عصر ع در می آیند و حتی به روی ایشان شمشیر می کشند.

ب.نگاه برخی شیعیان به مقوله ظهور امام عصر ع تنها بهره بردارانه  و منفعت

طلبانه است. این دسته افراد معمولا تنها به خوشی های پس از ظهور نظر دارند و

تا وقتی که عافیت و منفعت ایشان در کنار امام بودن باشد، به یاری امام می

شتابند. این در حالی است که روایات بسیاری دوران غیبت و رخداد ظهور را

هنگامه سختیها و ابتلائات بسیار می دانند و شیعیان را از این گرفتاریها آگاه و

برای مقابله با آنها آماده می سازند.

‌ج.ضعف تصمیم گیری صحیح و مناسب در هنگام ضرورت نیز ضعف دیگری

است که گریبانگیر بسیاری شیعیان و حتی خواص است. شیعه حقیقی و کسی که

سودای حمایت از امام زمان خویش را دارد، باید به سطحی از آمادگی درونی و

بیرونی برسد که با اشارتی از امام، در مسیری که او معین می نماید، گام نهد و

پای در جای او گذارد؛ چنانکه امام رضا علیه السلام می فرمایند: إِنَّمَا شِیعَتُنَا مَنْ

تَابَعَنَا وَ لَمْ یُخَالِفْنَا وَ إِذَا خِفْنَا خَافَ وَ إِذَا أَمِنَّا أَمِنَ   (شیعیان ما کسانى هستند که تابع

ما باشند و مخالفت با ما نکنند هر گاه ما خائف باشیم آنها نیز در خوف باشند هنگام

امن ما در امان باشند)

‌د.دنیاخواهی و انتخاب بهره های دنیایی به جای دین خواهی، عامل دیگری است

که پای بسیاری را در یاری و دفاع از امام می لغزاند. دسته ای مقدس چهره

ولی دنیاطلب حاضر نیستند تمام قد به دفاع از امام خویش بپردازند، حال آنکه

بذل جان و مال شرط پیروی حقیقی است  و دسته ای دیگر که مطامعی را از

راهی نادرست جمع کرده اند، در هنگامه ای که امام زمان ع در قیام جهانی

خویش علیه همه ستمها قد علم می کند، منافع خویش را در معرض خطر

می بینند و طلحه و زبیرگونه، راه مقابله را بر می گزینند. اینانند که راه بر امام

خویش می بندند و در هنگامه ظهور می گویند: ای فرزند فاطمه از همان راهی

که آمدی برگرد، ما به تو نیازی نداریم!

‌ه.واما دسته ای که لیاقت همراهی را ندارند. آری در کنار فرزند رسول خدا

بودن و یاری او در قیام، لیاقتی می خواهد که هرکس را یارای رسیدن به آن

نیست مگر با آمادگی حضور و بذل مال و جان و معرفتی عمیق....

کوتاه آنکه اگر مدعیان پیروی امام حسین ع دارای معرفتی کامل و صداقتی حقیقی

بودند و همگی به عهدی که با اولیای الهی بسته بودند، وفا می کردند دیگر شاهد

غربت و شهادت مظلومانه امام شهید نبودند. همین مطلب نیز در مورد امام زمان

ع صادق است؛ چنانکه خود ایشان فرموده اند: وَ لَوْ أَنَّ أَشْیَاعَنَا وَفَّقَهُمْ اللَّهُ لِطَاعَتِهِ

عَلَى اجْتِمَاعٍ مِنَ الْقُلُوبِ فِی الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ عَلَیْهِمْ لَمَا تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الْیُمْنُ بِلِقَائِنَا وَ

لَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعَادَةُ بِمُشَاهَدَتِنَا عَلَى حَقِّ الْمَعْرِفَةِ وَ صِدْقِهَا مِنْهُمْ بِنَا   (و چنانچه

شیعیان ما- خدا به طاعت خود موفّقشان بدارد- قلباً در وفاى به عهدشان اجتماع

مى‏شدند نه تنها سعادت لقاى ما ازایشان به تأخیرنمى‏ افتاد، که سعادت مشاهده ما با

شتاب بدیشان مى ‏رسید و اینها همه در پرتو شناخت کامل ما و صداقت محض نسبت به ما مى ‏باشد)

نتیجه

قیام امام عصر عج اگرچه این قیام از نظر وسعت و گستردگی عالم گیر بوده و

تلاشی نهایی از جبهه حق برای غلبه دائمی بر جبهه باطل است، از بسیاری

جهات شبیه قیام اصلاحی امام حسین ع است. فرآیند تشکیل حکومت الهی توسط

امام همراه با مبارزه و قیام سراسری علیه بدی هاست و عافیت طلبی، دنیاگرایی و

بی بصیرتی آفاتی است که ممکن است دامنگیر داعیه داران یاری امام زمان ع

گردد همانگونه که این عوامل باعث جاماندن و حسرت بسیاری مدعیان همراهی و

پیروی از امام حسین (ع) در جریان قیام ایشان گردید.

زهیر دهقانی آرانی

  - برای اطلاعات بیشتر در مورد تفکر این فرد می توانید به سخنان رد و بدل شده بین وی و امام حسین ع در هنگام خروج از مدینه مراجعه نمایید (سخنان حسین بن علی، محمد صادق نجمی، دفتر انتشارات اسلامی، ص 42 )
  - رک شیخ مفید، الارشاد، موسسة آل البیت، ج 2، ص 81 و 82
  - تحف العقول:245، بحار الأنوار117:75
  - در بررسی شخصیتهای این نوشته از مقاله زیر استفاده شده است: "زیانکاران در حماسه کربلا"، محمد باقر پور امینی، پاسدار اسلام ، خرداد 1376، شماره 186
  - کمال الدین و تمام النعمة ج‏2 ص343 
  - ر ک بحار الانوار، ج 52 / 375.
  - از جمله امام صادق (علیه السلام) می‌فرمایند: «إِنَّ هَذَا الأمرِ لایَأتِیکُم إِلّا بَعدَ یَأسٍ، لا و اللهِ (لایَأتِیکُم) حتّی تَمَیَّزُوا. لا و اللهِ (لایَأتِیکُم) حتّی تَمَحَّصُوا ... بحارالانوار 111:52:ح 20. - منتخب الأنوار المضیئه، ص 152 .
  - بحار الانوار ج 23 ص183 به نقل از تفسیر عیاشی

  - قال امیرالمؤمنین ع: شِیعَتَنَا یَنْصُرُونَنَا وَ ... وَ یَبْذُلُونَ أَمْوَالَهُمْ وَ أَنْفُسَهُمْ فِینَا أُولَئِکَ مِنَّا وَ إِلَیْنَا - تحف العقول عن آل الرسول ص123
  - الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد ؛ ج‏2 ؛ ص384
  - الاحتجاج ج 2 ص 499 – توقیع امام زمان ع برای شیخ مفید


/ 65 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
منتظر

نوبتش شده بود. بيدارش كه كردند تا برود براي نگهباني، شروع كرد به داد و بيداد. بيچاره حميد كلي جا خورد. آرام‌تر كه شد، از حميد معذرت‏خواهي كرد. گفت خواب امام حسين را مي‌ديده. مي‌خواسته با امام حسين صحبت كند كه حميد صدايش زده. بلند شد، وضو گرفت و رفت سر پست. دم صبح بود كه صداي تيراندازي آمد. همه بلند شدند و ريختند بيرون. سر و صداها كه خوابيد، ديدند خوابيده. با چشم‌هاي باز و رو به آسمان. بچه‌ها مي‌گفتند توي آخرين لحظات گفت: «السلام عليك يا اباعبدا…» اين دفعه واقعا با خود امام حسين صحبت مي‌كرد. *** سلام عزاداریهاتون قبول. دعامون کنین.. شرمندم دیر اومدم.. بعد چند روز مراسم و درس و کار و ............! اومدیم خداروشکر! پست جدید گذاشتم حتما ببینین...نظرتونو بگین...[بدرود] راستی من معمولا بین ساعت8تا10:30 شب میام وبلاگم...

ناصر

بنـــد دلـــم را به بند کفـــش هایت گـــره زده بودم که هر جـــا رفتـی دلــم را با خود ببری غــــافل از اینکه تو پـــا برهنـــه می روی و بی خبــــر

ناصر

خدایا …! گاهی که دلم از این و آن و زمین و زمان می گیــرد ، نگاهم را به سوی تو و آسمـان می گیرم ، و آنـقـدر با تــو درد دل می کنـم ، تا کم کم چشـــــــــم هایم با ابـرهای بارانیت همراهی می کنند و قلبـــم سبک می شود آنــوقــت تو می آیی و تــــــمـــــــــام فضای دلـم را پر می کنی و مـــــن دیـــــــگــــر آرام می شــــــوم و احساس می کنم هیچ چیز نمی تواند مرا از پای دربیـاورد ! چون تو را در قلبــــــــــــــم دارم …

ناصر

من اگر نقاش بودم ، کربلا را می کشیدم ، یک بیابان لاله سرخ ، نینوا را می کشیدم ، دشتی از گلهای پرپر ، نقشی از حلقوم و خنجر ، نقشی از عباس حیدر ، اشکی از طفلان زینب ، منظر نور هدایت ، کربلا را می کشیدم... التماس دعا[گل][گل][گل]

رها

باآب طلا نام حسين قاب کنيد با نام حسين يادي از آب کنيد خواهيد مه سربلند و جاويد شويد تا آخر عمر تکيه بر ارباب کنيد

سرباز گمنام

آهسته گویمت نکند بشنود رباب گهواره در حراجی بازار دیده اند

ال یاسین

مختار : ﺗﻮ ﭼﺮﺍ ﺍﺯ ﻗﺎﻓﻠﻪ ﻋﺸﻖ ﺟﺎ ﻣﺎﻧﺪﯼ؟ ﮐﯿﺎﻥ : ﺭﺍﻩ ﮔﻢ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﺑﻮ ﺍﺳﺤﺎﻕ.... ﻣﺨﺘﺎﺭ : ﺭﺍﻩﺑﻠﺪﯼ ﭼﻮﻥ ﺗﻮ ﮐﻪ ﺭﺍﻩ ﺭﺍ ﮔﻢ ﮐﻨﺪ، ﻧﺎ ﺑﻠﺪﺍﻥ ﺭﺍ ﭼﻪ ﮔﻨﺎﻩ؟ ﮐﯿﺎﻥ : ﺭﺍﻩ ﺭﺍ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺍﺯ ﺑﯿﺮﺍﻫﻪ ﺭﻓﺘﻢ، ﻫﺮ ﭼﻪ ﺗﺎﺧﺘﻢ ﻣﻘﺼﺪ ﺭﺍ ﻧﯿﺎﻓﺘﻢ، ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﻧﯿﻨﻮﺍ ﺭﺳﯿﺪﻡ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﺑﺮ ﻧﯿﺰﻩ ﺑﻮﺩ ﻣﺨﺘﺎﺭ : ﺷﺮﻁ ﻋﺸﻖ ﺟﻨﻮﻥ ﺍﺳﺖ ، ﻣﺎ ﮐﻪ ﻣﺎﻧﺪﯾﻢ، ﻣﺠﻨﻮﻥ ﻧﺒﻮﺩﯾﻢ........

حدیثه

باسلام از مطالبتون استفاده کردم ممنون که خبرم کردین التماس دعا.

کیان همون یک بسیجی سابق

سلام ما رو تنها گذاشتید؟ سری به وب ما بزنید نیازمند نطرات شما هستیم در ضمن کپی کردن مطالب وبتون اشکالی نداره ؟