ابن زیاد به " بکیربن حمران" دستور داد که مسلم را به بالای قصر برده و او را بکشد.او نیز او را به بالای قصر برد و مسلم را درحالی که ستایش خداوند را می کرد و طلب استغفار می کرد و بر پیامبرش درود می فرستاد، گردن زد.بکیر بعد از کشتن مسلم، با حالتی وحشت زده از بام پایین آمد.

اب زیاد به اوگفت: تو را چه شده؟ گفت: ای امیر! هنگام کشتن مسلم، مردی را دیدم زشت و سیاه که در حال گاز گرفتن انگشت یا لبهایش بود و چنان ترسیده بودم که قبل از آن نترسیده بودم. ابن زیاد گفت: شاید به خاطر وحشتت بوده.

گزارش قتل به یزید و پاسخ آن

راوی می گوید:عبیدالله در نامه ای خبر قتل مسلم و هانی را به اطلاع یزید رساند.یزید هم در جواب از او تشکر کرد و به او یادآور شد که امام حسین (علیه السلام) به طرف او رهسپار شده است و دستور داد تا اورا بازجویی کرده و او را به خاطر فتنه و فرافکنی دستگیر کرده و از او انتقام بگیرد.

 

لهوف(مقتل الحسین علیه السلام)، ترجمه سیدبن طاووس،ناشر:ارمغان گیلار،چ:آسمان،ص:58.60



تاريخ : ۱۳٩٤/٧/٢٤ | ۱:٢٧ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()
  • قالب بلاگ اسکای | اس ام اس دون