راوی گوید: در این هنگام امام حسین (علیه السلام) از جای خویش برخاست و بین رکن و مقام دو رکعت نماز به جای آورد و از خداوند در این مورد طلب خیر نمود.سپس " مسلم بن عقیل" را خواست و اورا از جریان امور آگاه کرد و پاسخ نامه های کوفیان را نوشت و به آنها وعده ی پذیرش دعوت آنها را داد و فرمود:

"پسرعمویم مسلم بن عقیل را به سوی شما فرستادم تا مرا از تصمیم شما با خبر کند."

مسلم با نامه ی امام (علیه السلام) حرکت نمود تا اینکه به کوفه رسید، هنگامی که مردم از نامه ی حضرت مطلع شدند، ابراز شادمانی و سرور کردند و سپس مسلم را به منزل "مختارثقفی" بردند و رفت و آمد شیعیان به منزل او ادامه یافت.

هنگامی که جمعی از مردم جمع شدند و گرد هم آمدند، مسلم نامه ی امام (علیه السلام) را برایشان خواند و آنها اشک شوق ریختند تا اینکه هجده هزار از آنها با حضرت بیعت نمودند.

با خبر شدن یزید از ماجرای مسلم

"عبدالله بن مسلم باهلی" و "عمارة بن ولید" و "عمربن سعد" نامه ای برای یزید نوشتند واو را از ماجرای مسلم باخبرنمودند و پیشنهاد دادند که "نعمان بن بشیر" را از فرمانداری و زمامداری کوفه عزل نموده و این مقام را به دیگری واگذار کند.

یزید نیز در پی آن نامه ای به "عبیدالله بن زیاد" که در آن زمان والی بصره بود، نوشت با این مضمون که او را به سمت فرمانداری کوفه منصوب نمود و او را ازجریان کارمسلم بن عقیل و امام حسین (علیه السلام) آگاه ساخت و دستورموکد بر دستگیری مسلم پافشاری داد و در به قتل رساندن مسلم به او تاکید نمود.

سپس عبیدالله با دریافت ابلاغیه، آماده ی حرکت به سوی کوفه شد...!

 

لهوف(مقتل الحسین علیه السلام)، ترجمه سیدبن طاووس،ناشر:ارمغان گیلار،چ:آسمان،ص:42.43



تاريخ : ۱۳٩٤/٧/٢۳ | ٩:٥۱ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()
  • قالب بلاگ اسکای | اس ام اس دون