درمیان حجره جان می دادویک یاور نداشت
غیردرد وغم نهان در سینه آن سرور نداشت
آفتاب  عمر  کوتاهش  نهان   می شد   ولی
آسمان دیده اش جز اشک و خون اختر نداشت
کس عیادت جز اجل زان یوسف زهرا نکرد
 گرگ مرگ آمد ولی او تاب در پیکر نداشت
 او میان حُجره جان می داد و قاتل پشت در
 پای کوبی کرد وشرم از روی پیغمبرنداشت
 تا   کند  رفع   عطش آن  لاله   باغ   رضا
 غیر سقای دو  چشمش  هیچ آب  آور نداشت
 بوی عطر غربت آمد از حریم  حجره اش
 باغبان  باغ  حق، چون  او گل  پرپر نداشت

 

یا امام جواد(علیه السلام)

                        فدای غریبیتان........

 



تاريخ : ۱۳٩٢/٧/۱۳ | ٥:٤٤ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

دلم شورمیزد مبادا نیایی
مگرشب سحر می شود تا نیایی؟!
مگر می شود من در آتش بسوزم
تو اما برای تماشا نیایی
تو افتاده تر هستی از این که یک شب
به میقات این بی سرو پا نیایی
تو "پروانه" باشی ویک بار حتی
به شاباش پیوند گل ها نیایی؟!
دروغ است این بر نمی آید از تو
 بیایی و تا کلبه ما نیایی
بگو خواهی آمد که این امکان ندارد
بگویی که می آیی اما نیایی
گذشته است هرچند امروزو امشب
دلیلی ندارد که فردا نیایی
چه خوب آمدی ای بهار صداقت
دلم شور میزد مبادا نیایی؟!

                                                                       زین العابدین آذرارجمند

 

              "اللّهُمَ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج"



تاريخ : ۱۳٩٢/٧/۱۱ | ٩:٥٤ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()
  • قالب بلاگ اسکای | اس ام اس دون